در این جنبش،هنرمند به تصویر کشیدن مو به موی مدل خود را به دوربین عکاسی وامی گذارد و هر آنچه بدان گمان دارد و از بیرون دریافت می کند را به هر روش و با هر ابزاری که کارش نیاز دارد نگارگری می کند.به باور من باید نام این جنبش را جنبش بازگشت هنری گذاشت.چرا که این روش در ساخت یک اثر هنری پدیده نویی نبوده است و تا پیش از قرون وسطی و فرمانروایی افسانه های دینی بر هنر،هیچ پافشاری بر اجرای بی کم و کاست کار هنری از روی مدل یا دنیای واقعی نبوده است.چنانکه در سرزمین پارس نیز چون دیگر امپراتوریها پیش از حمله اعراب مجسمه سازی و معماری نمادین و پس از آن نگارگری ایرانی(مینیاتور) و معماری مسجدی به جنبش نا رئالیسم می پرداخته است!
با این همه هنوز از دیدن لبخند ژوکند داوینچی و مجسمه اندیشه و تابلوی پیرمرد قالیباف کمال الملک سر ستایش فرود می آورم و نام این نقاشی را شب گذاشته ام.
خواهشمندم با پیغام و پسغامهای خود مرا در پیدا کردن سبک آرمانی یاری کنید.سپاس...

دوستانی که می خواهند این تخم دوزرده را موشکافانه تر ببینند روی "اینجا" یا "ادامه نوشته" کلیک کنند.
ادامه نوشته
