تبليغاتX
بــــــادآبــــــاد (ســــــیم آخــــر)

بــــــادآبــــــاد (ســــــیم آخــــر)

چیزهایی که رضا طایفی می نویسد

هر که می دید او را جز آرامش و زندگی چیزی نمی دید.مرگ از هیچ بالا بلند تنش نمی بارید.شوخی برایش همچون نفس کشیدن بود.نسیم وار،ساده و بی صدا می آمد و می رفت.این بار اما زیادی رفت و دوباره پرسشی جاماند: "چرا به این زودی؟ چرا مرد؟چرا مرگ؟...و چرا عمران صلاحی؟"
به اینجا بروید و بیشتر درباره او بخوانید.

+  به روز  جمعه 14 مهر1385 هنگام  14:41  نوشته شد   |